ناگفته های گفتنی

ناگفته های گفتنی

درددل.گلایه.مشکلات.دین.خانواده.بیماریها.محدودیتها.باورها.خواسته ها .انتظارات.عشق.قوانین

 

 

تخریب جنگلهای بلوط

امروز فرصتی یافتم تا پس از مدتهای مدید سری به طبیعت و کوههای اطراف زادگاهم بزنم جنگلهای لخت و عریان بلوط که اندامهایشان را به باران سپرده اند تا برای میهمانی بزرگ بهار غسل استقبال بکنند و خود را برای ورود شکوفه ها آماده نمایند . دستهایشان را دیدم که سوی آسمان بلند کرده بودند من با گوشهای احساسم زمزمه هایشان را شندیم که در گرما گرم استقبال و آمادگی برای ورود بهار دلهای پراز درد وگله هایشان را با آسمان آبی و روشن همدم میکردند و عقده هایشان را میگشودند شاید برای سال آینده هم که شده دلتنگیهایشان و هراس و دلهره هایشان نقل آدمها شود ! براستی هوای دلم ابری و ابری تر شد وقتی چشمهایم رد پای وحشتناک تخریب و آتش و تبر و اره را در نقطه نقطه این جنگل دید من که دل را به جنگل سپردم تا آرامشش را میهمان نگاهم بکنم با دلی خونین و زخمی برگشتم !

 

 تخریب جنگل بلوط کوههای زاگرس

مگر میشود آرام بود وقتی هزارن قتل کوچک و بزرگ در این جنگل رخ داده و من آثار و نشانه ها یشان را ببینم! مگر میشود آرام بود وقتی دستهایی را و تبرهایی را و اره های و جرقه های سوزان آتش را دید و آرام بود و به آرامش رسید ؟ آری آنچه من دیدم قصه قتل و تخریب درختان و مرتع و طبیعتی است که سالهای سال به بشریت خدمت نموده اما امروزه ما با بی رحمی تمام با تیغ تبر و شعله آتش و غرش اره به جانش افتاده ایم!



ادامه مطلب
جمعه 05 اسفند 1390 | ارسال نظر(0)
 

من مردم اجتماع

سالهاست این سوال برام بی پاسخ مانده است که تا کجا باید با جامعه هماهنگ باشیم؟

چقدر باید با آموزه های پدرانمان زندگی کنیم ؟

آیا هر نسل به اجبار باید باید با علم و دانایی و دانش و فرهنگ نسل قبل از خود زندگی کند ؟

پس نقش علم و دانشی که هر نسل خود تولید میکند در زندگی فردی و اجتماعی نسل خود چیست؟

راستش من فکر میکنم اینا همه اش به طرز تفکر ما بستگی دارد در شرایط فعلی ما روشهایی را مناسب میدانیم که مورد قبول عموم مردم باشد حتی اگر غلط باشد .



ادامه مطلب
دوشنبه 01 اسفند 1390 | ارسال نظر(0)
 

روز عشاق یا والنتاین

چهاردهم فوریه هر سال روزی خاص است که بی شک برای هر انسانی که دل دارد و اهل دل است و تجربه دلدادگی و عشق و عاشقی دارد معنای خاصی داشته و دارد . آدما در شرایط مختلف احساسات متفاوتی را تجربه کرده اند که در بر گیرنده شرایط زمانی و مکانی و حاصل خواسته ها و احساسات درونی اونهاست ! دوستی و دوست داشتن و ابراز علاقه و احساس تعلق از جمله احساسات مثبت و صد البته پیچیده ای ست که ایجاد و ابراز آن نیاز به زمینه سازی عاطفی ،و به وجود آمدن احساس نیاز و ایجاد میل

 

روز عشاق.والنتاین.valemtaine



ادامه مطلب
یکشنبه 23 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)
 

دل یکی است و دلدار یکی

مدتهاست که دلبسته ات شده ام تو که باران را بهانه هستی! تو که از نژاد بهاری و بهار به خاطر داشتن تو و بودن تو آمدن تو بود که گیسوان بلندش را به باد سپرد تا پریشانت شود و پریشانیش را با بغل بغل گل نسرین و شهلا و یاسمن با زیبایی هرچه بیشتر به رخ همه کشید. وقتی سوز و سرمای خزان دوریت دلم را در یخ غربتت منجمد کرد وقتی که صدای یوزه باد ، برای فصل دلدادگیم قصه خواب زمستانی را چون لالایی مادران زمزمه کرد . . . وقتی دستان پینه بسته برزگر روزگار، دانه های نگاهت را به زمین سرد بوستان خیالم سپرد!

ادامه مطلب

چهارشنبه 19 بهمن 1390 | ارسال نظر(1)
 

برای بدست آوردن هر چیزی چیز یا چیزهایی را باید از دست داد

آیا تاکنون به قوانین نانوشته طبیعت توجه کرده اید?

 میگویم نانوشته به این دلیل است که شاید من آنها رو به صورت مکتوب ندیده ام و الا شاید افراد زیادی این قوانین را درک کرده اند و بر اساس آن زندگی خود و یا دیگران را مورد بررسی یا نقد قرار داده اند به هر حال من هم به نوبه خودم ادراکم را از بعضی قوانین طبیعی اینجا میاورم!

نمیدانم شما هم جزو اون دسته از آدمایی هستید که اگه چیزی میخواید و بدست نمیارید به زمین و زمان بد و بیراه میگید؟

یا جزو اون آدمایی هستید که برا اینکه چیزی یا کسی رو بدست بیارید هیچ مایه ای از خودتون نمیذارید و منتظر فرصت و موقعیت باد آورده ای هستید

یا جزو اون دسته از آدمایی هستید که با جون و دل برا چیزی که میخواهید تلاش میکنید و از اینکه در راه هدف و خواسته ات چیزی رو از دست بدی واهمه ای نداری ؟

جزو هرکدام از این دسته ها که باشی فرقی ندارد شما و من باید دریافته باشیم که در طبیعت چیزی خود بخود بدست نمی آید بلکه از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشوند ! لازم نیست هدف شما هدف بزرگی باشد یا خواسته کوچکی مهم اینست که دنبال چیزی هستید که الان در اختیار شما نیس و دسترسی به آن برای شما مجاز نمی باشد فرق اهداف بزرگ و کوچک در ابعاد و زمان دسترسی و حجم منفعتی است که به طرف میرساند ، می باشد ولی نقطه مشترک آنها 1 چیز است و آن اینکه ؛

 ***برای بدست آوردن هر چیزی باید چیز یا چیزهایی را از دست بدهیم***



ادامه مطلب
جمعه 14 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)
 

از دل برود هرانکس که از دیده برود یا از دل نرود هر آنکس که از دیده برود؟

قصه دل و دیده رو همه مون شندیم ! از قدیم هم شاعران و نویسندگان زیادی از این دو واژه و رابطه آنها با هم مطالب زیادی نوشته اند! مثلا باباطاهر دوبیتی دارد که؛ از دست دیده و دل هر دو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد 0*

بسازم خنجری نیشش ز فولاد *زنم بر دیده تا دل گردد آزاد*

ویا خواجه حافظ شیراز گوید؛



ادامه مطلب
سه‌شنبه 11 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)
 

آیا هرکسی ارزش دیدن دارد؟

چندی پیش یک اس ام اس(پیام) دریافت کردم که وقتی خوندمش بهونه ای شد تا این مطلب رو بنویسم متن پیامو اینجا مینویسم و بعد مطلب و ادامه میدم

*** به چشمهایت بیاموز که هر کسی ارزش دیدن ندارد ***

به نظر من نویسنده یا گوینده این سخن هرگز قیافه آدما رو مبنای ارزش گذاری ندونسته و ظاهرا مبنای وی ورای ظاهر و قیافه بوده است و چنین بنظر میرسد اندیشه فکر و خوبی و بدی آدما رو به عنوان ارزش درنظر گرفته است ضمن احترام به نظرات و نگاههای دیگران میخوام ازهر دو زاویه مطلب را باز کنم اگر فیزیک ظاهر وقیافه را مبنای کار قرار دهیم به راستی که هیچ کسی یا چیزی بی ارزش نیست که از حیوانات زشت قیافه و کوچک گرفته تا انسانهای زیبا و خوش قیافه هرکدام دارای سهم مرتبه جایگاه و ارزشی در جهان هستی میباشند بنابراین هرکدام آنها قابل تامل هستند و دیدن و تفکر در باره آنها نه تنها بی ارزش نیست شاید از زاویه ای مهمتر هم باشد و اما از منظر معنوی اگر بخوایم بررسی کنیم باز پاسخی مشابه خواهیم داشت!

به عنوان مثال من بهتره که از خودم شروع کنم آیا همه خوبیهای دنیا رو دارم آیا هیچ بدی ندارم براستی که در اینجا نیز هیچ شخص یا چیزی بد مطلق نیست

خوبی ها و بدی ها بین همه توزیع شده اند بخشی از آنها پیش من هستند و بخشی پیش شما و البته بدی ها هم همینطور چه بسا کسی که از زاویه دید ما بد باشد خصوصیات خیلی خوبی داشته باشد که در خیلی از آدما وجود ندارد .

منفی نگری ما آدما باعث میشود خوبیها را نبینیم و جملاتی از این دست بشنویم به عنوان مثال یه جاپشت یه کامیون خوندم که:

*** تک درخت من سوخت بگذار جنگلی بسوزد***

دل من میسوزد وقتی دلهای ما آدما دیگر حس بخشندگی ندارد وای که گذشت ما آدما چقد کم شده است !

در مقابل این دو مطلب مطلب جالبی هست که:

 ***ببخشید نه از برای آنکه دیگران شایسته بخشایشند بلکه بخاطر آنکه خودمان سزاوار آرامشیم***

با این دو استدلال ساده من و با اجازه شما دوستان و همچنین نویسندگان پیامها اونارو به شکل زیر عوض میکنم .

***به چشمهایمان بیاموزیم هرکس شایستگی هایی دارد که باید دیده شوند***

                                            و

 ***تک درخت من چو سوخت سوخت! نگذارید جنگل بسوزد***

زندگی جریان دارد شاید یکی از نهال های جنگل که نسوخت و برایش ارزش قایل شدیم تک درخت بعدی ما بشود!


جمعه 07 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)
 

جای زخم حرفای ما روی دل اطرافیان

سالهاست که ناخواسته یاد گرفتیم و عمل کردیم دل صدها نفر رو شکوندیم نگرانشون هم نبودیم الان که بزرگتر شده ایم و فهمیدایم که چه کارهایی کردیم، بیایید برای آینده، تصمیم بهتری بگیریم سخت است اما اگه بخوایم میتونیم! دلم میخواد بدونیم که با دوستامون، اطرافیانمون، چیکار کردیم برا همین 1 داستان براتون نقل میکنم؛ "پسر بچه ای بود که اخلاق خوبی نداشت پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی میشی باید یک میخ روی دیوار روبروت بکوبی!

ادامه مطلب

جمعه 07 بهمن 1390 | ارسال نظر(1)
 

از آنچه داریم لذت ببریم

دوستی را میشناسم که مدتهاست زمین گیر شده میپرسید چرا؟ تو ذهنتون چه علامت سوال دیگری هست؟ چه مشکلی برای او پیش آمده است ؟ تصادف کرده است ؟ بیماری لاعلاج گرفته است؟ پاسخ منفی است!

 حقیقتا مشکلی این دوست من دارد مشکل خیلی از جوانهای ماست در عصر پر زرق و برق امروزی همیشه داشتن بهترینها آرزوی هرکسی است هنر پیشه شدن و فوتبالیست خوب بودن یا داشتن چشمان زیبا صورتی صاف و شفاف با خطوطی متناسب ،بینی سربالا و لبهای خوشکل قدی بلند و شکمی صاف اینها بخش کوچکی از خواسته های آنهاست مشکل دوست ما هم نداشتن اینهاست.

 



ادامه مطلب
جمعه 07 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)
 

چگونه بیماری را تحمل کنیم

چندی پیش مطلبی راجع به شیوه های تحمل رنج و سختی بیماری نوشتم امروز میخواهم روشهای کاهش رنج بیماری را از زاویه دید بیمار بررسی کنم و تجربیات خودم رو راجع به شیوه های افزیش قدرت تحمل بیمار را با شما به اشتراک بگذارم!

ادامه مطلب

جمعه 07 بهمن 1390 | ارسال نظر(0)
 

به وبلاگ خودتان خوش آمدید لینک در تلگرام: Telegram.me/A_Rahgozar Telegram.me/bayerahgozar
amir0963@yahoo.com

 

دسته بندی

بیماریها

متن های زیبا

شعر های عاشقانه

قوانین و مقررات استخدامی

آیین نامه مالی شهرداریها

بودجه شهرداریها

اس ام اس عمومی

اس ام اس جوک

اس ام اس عاشقانه

از هر دری سخنی

از هر دری سخنی

مسائل و مطالب اجتماعی

اس ام اس

مطالب عاشقانه

قوانین و مقررات

 

مطالب قبلی

» علی سلمانی کوزه کنان
» همه بخشنامه های همسان سازی حقوق و مزایای بازنشستگان
» دل واژه های من
» میانه های کانالم
» شایعه ناپسند است هتک حرمت خانواده ها ناپسندتر
» دیوار دلم
» عطش
» حد نصاب معاملات شهرداریها و دهیاریها
» عاشقانه ای نو
» برای تو

 

ارشیو

خرداد 1402

اردیبهشت 1400

خرداد 1398

خرداد 1396

فروردین 1394

اسفند 1393

بهمن 1393

آذر 1393

بهمن 1392

دی 1392

آذر 1392

مرداد 1392

خرداد 1392

اردیبهشت 1392

فروردین 1392

اسفند 1391

بهمن 1391

دی 1391

آذر 1391

مهر 1391

مرداد 1391

تیر 1391

خرداد 1391

اردیبهشت 1391

فروردین 1391

اسفند 1390

بهمن 1390

دی 1390

 

نویسندکان

عزت اله ناصری

 
 

امکانات

RSS 2.0

فال حافظ

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

جدید ترین سایت عکس

زیباترین سایت ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

بهترین سرویس وبلاگدهی

 

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران