|
گل باران
|
|
|
الان کاملا خیس شده ام سر و صورتم پر از آب هستی بخش بارانی است که مدتها بود مثل قدیما لمسش نکرده بودم و از وجودش و از طراوت و شادابیش لذت نبرده بودم !
بالاخره طلسمم رو شکستم و ترس از سرماخوردگی رو کنار گذاشتم و وجودم و احساسم رو به دستهای باران سپردم .

وای که چه احساس قشنگی است زیر بارونهای بهاری قدم بزنی و غم و غصه هاتو به بارون بسپاری صدای نوازش سرپنجه های نوازنده بزرگ طبیعت روی ملودیکای صورتم همراه با غرش رعد و روشنایی وبرقی که جشمانم را خیره کرده بود صدای شلاپ و شلوپ قدمهایم رو گودیهای پراز آب مسیر همه و همه کنسرت بزرگی بود که نور پردازی وتنظیمش آنچنان عالی و بی نقص انجام گرفته بود که مرا مدهوش خود کرد و یادم رفت که اگر سرما بخورم چه میشود؟
ادامه مطلب |
|
|
|
| |
|
پیامهای دلتنگی
|
|
|
امروز اولین دسته اس ام اس ها (پیام) و یا پیامک های جدید و ناب رو براتون میذارم امیدوارم از عیدی من خوشتون بیاد این smsها رو با خیال راحت برای مخاطبتون بفرستید چون یقین دارم حتی برای یکی از دوستانم هم ارسالشون نکرده ام و به هیچ وجه تکراری نمی باشند.
اگه حرف دل شما بودن که خوب اگه هم نبودن کامنت بذارید بگید چی میخواید تا براتون بذارم اگه نقدی و یا ایرادی بهشون وارد دیدید لطفا با ذکرشماره راهنماییم کنید .
**دوباره میگم عیدتون مبارک!**
**************************
#9101001خیلی سخته که باشی ولی حضورت را بفهمانی و توضیح بدهی!
**************************
#9101002من باشم یا نباشم چه فرق داره وقتی تو رو نداشته باشم!
**************************
#9101003آخرش با من همون کردی که دلم را به شور انداخته بود! رفتن نه! فراموش کردن!!!
ادامه مطلب |
|
چهارشنبه 02 فروردین 1391
|
|
|
|
| |
|
نوروز روز نو شدن و تلاش برای بهتر شدن
|
|
|
امروز روز بیست و نهم اسفند روز آخر سال یکهزارو سیصد نود است میگویم آخر چون فرداش دوباره سال بعد شروع میشه و به همین خاطر نوروز گفته میشود نوروز فقط یک تاریخ یایک مناسبت نیست نوروز فرصتی است که یک سال رفته را دوباره نگاه کنیم تا دریابیم چند دل شکستیم به چند احساس نه گفتیم و برای چند انسان دردسر شدیم و یا به چند نفر کمک کردیم و برای چند نفر خوشحالی به همراه داشته ایم !

سیصدوشصت و پنج روزمان و هشت هزارو هفتصد و شصت ساعت آن را دوباره بیاندیشم و ازنو نگاه کنیم کسانی که دوستمان دارند ،کسانی که دوستشان داریم ،دلهایی که برایشان ارزش قائلیم ،آنهایی که بهشون کینه داریم یا از ما بدشان می آید همه و همه را دوباره نگاه کنیم
ادامه مطلب |
|
|
|
| |
|
عاشقانه برای تو
|
|
|
راستی نامت چه بود؟
نام شناسنامه ایت نه، آن نام که پدرو مادرت و شاید هم دایی و عمه ات ناخواسته و بدون توجه به نظرت برایت انتخاب کرده اند را نمی گویم!
آن نام را میگویم که حروفش تک تک، تجلی فکر و اندیشه ناب تواند و بلندای سرو قامتت را به بر پهنه کوهپایه های احساست به سیما کشیده است !
همان که نشان از زلال چشمه ساران نگاهت دارد و دستانت را پربار ترو غنی تر می نمایاند. من عادت دارم نام واقعیت را اینگونه بشناسم !

یک روز گفتی دنیا گفتم کم است و تو زیادی!
یک روز دیگر گفتی عسل گفتم تو هم قندی هم عسل!
دیروز گفتی خدا گفتم بر ملک دل من آری بخدا ،کفر اگر نباشد خدایی !
امروز هم که نگفتی نامت چیست؟
ادامه مطلب |
|
|
|
| |
|
تخریب جنگلهای بلوط
|
|
|
امروز فرصتی یافتم تا پس از مدتهای مدید سری به طبیعت و کوههای اطراف زادگاهم بزنم جنگلهای لخت و عریان بلوط که اندامهایشان را به باران سپرده اند تا برای میهمانی بزرگ بهار غسل استقبال بکنند و خود را برای ورود شکوفه ها آماده نمایند . دستهایشان را دیدم که سوی آسمان بلند کرده بودند من با گوشهای احساسم زمزمه هایشان را شندیم که در گرما گرم استقبال و آمادگی برای ورود بهار دلهای پراز درد وگله هایشان را با آسمان آبی و روشن همدم میکردند و عقده هایشان را میگشودند شاید برای سال آینده هم که شده دلتنگیهایشان و هراس و دلهره هایشان نقل آدمها شود ! براستی هوای دلم ابری و ابری تر شد وقتی چشمهایم رد پای وحشتناک تخریب و آتش و تبر و اره را در نقطه نقطه این جنگل دید من که دل را به جنگل سپردم تا آرامشش را میهمان نگاهم بکنم با دلی خونین و زخمی برگشتم !

مگر میشود آرام بود وقتی هزارن قتل کوچک و بزرگ در این جنگل رخ داده و من آثار و نشانه ها یشان را ببینم! مگر میشود آرام بود وقتی دستهایی را و تبرهایی را و اره های و جرقه های سوزان آتش را دید و آرام بود و به آرامش رسید ؟ آری آنچه من دیدم قصه قتل و تخریب درختان و مرتع و طبیعتی است که سالهای سال به بشریت خدمت نموده اما امروزه ما با بی رحمی تمام با تیغ تبر و شعله آتش و غرش اره به جانش افتاده ایم!
ادامه مطلب |
|
|
|
| |
|
من مردم اجتماع
|
|
|
سالهاست این سوال برام بی پاسخ مانده است که تا کجا باید با جامعه هماهنگ باشیم؟
چقدر باید با آموزه های پدرانمان زندگی کنیم ؟
آیا هر نسل به اجبار باید باید با علم و دانایی و دانش و فرهنگ نسل قبل از خود زندگی کند ؟
پس نقش علم و دانشی که هر نسل خود تولید میکند در زندگی فردی و اجتماعی نسل خود چیست؟
راستش من فکر میکنم اینا همه اش به طرز تفکر ما بستگی دارد در شرایط فعلی ما روشهایی را مناسب میدانیم که مورد قبول عموم مردم باشد حتی اگر غلط باشد .
ادامه مطلب |
|
|
|
| |
|
روز عشاق یا والنتاین
|
|
|
چهاردهم فوریه هر سال روزی خاص است که بی شک برای هر انسانی که دل دارد و اهل دل است و تجربه دلدادگی و عشق و عاشقی دارد معنای خاصی داشته و دارد . آدما در شرایط مختلف احساسات متفاوتی را تجربه کرده اند که در بر گیرنده شرایط زمانی و مکانی و حاصل خواسته ها و احساسات درونی اونهاست ! دوستی و دوست داشتن و ابراز علاقه و احساس تعلق از جمله احساسات مثبت و صد البته پیچیده ای ست که ایجاد و ابراز آن نیاز به زمینه سازی عاطفی ،و به وجود آمدن احساس نیاز و ایجاد میل

ادامه مطلب |
|
|
|
| |
|
دل یکی است و دلدار یکی
|
|
|
مدتهاست که دلبسته ات شده ام تو که باران را بهانه هستی! تو که از نژاد بهاری و بهار به خاطر داشتن تو و بودن تو آمدن تو بود که گیسوان بلندش را به باد سپرد تا پریشانت شود و پریشانیش را با بغل بغل گل نسرین و شهلا و یاسمن با زیبایی هرچه بیشتر به رخ همه کشید.
وقتی سوز و سرمای خزان دوریت دلم را در یخ غربتت منجمد کرد وقتی که صدای یوزه باد ، برای فصل دلدادگیم قصه خواب زمستانی را چون لالایی مادران زمزمه کرد . . .
وقتی دستان پینه بسته برزگر روزگار، دانه های نگاهت را به زمین سرد بوستان خیالم سپرد!
ادامه مطلب |
|
|
|
| |
|
برای بدست آوردن هر چیزی چیز یا چیزهایی را باید از دست داد
|
|
|
آیا تاکنون به قوانین نانوشته طبیعت توجه کرده اید?
میگویم نانوشته به این دلیل است که شاید من آنها رو به صورت مکتوب ندیده ام و الا شاید افراد زیادی این قوانین را درک کرده اند و بر اساس آن زندگی خود و یا دیگران را مورد بررسی یا نقد قرار داده اند به هر حال من هم به نوبه خودم ادراکم را از بعضی قوانین طبیعی اینجا میاورم!
نمیدانم شما هم جزو اون دسته از آدمایی هستید که اگه چیزی میخواید و بدست نمیارید به زمین و زمان بد و بیراه میگید؟
یا جزو اون آدمایی هستید که برا اینکه چیزی یا کسی رو بدست بیارید هیچ مایه ای از خودتون نمیذارید و منتظر فرصت و موقعیت باد آورده ای هستید
یا جزو اون دسته از آدمایی هستید که با جون و دل برا چیزی که میخواهید تلاش میکنید و از اینکه در راه هدف و خواسته ات چیزی رو از دست بدی واهمه ای نداری ؟
جزو هرکدام از این دسته ها که باشی فرقی ندارد شما و من باید دریافته باشیم که در طبیعت چیزی خود بخود بدست نمی آید بلکه از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشوند ! لازم نیست هدف شما هدف بزرگی باشد یا خواسته کوچکی مهم اینست که دنبال چیزی هستید که الان در اختیار شما نیس و دسترسی به آن برای شما مجاز نمی باشد فرق اهداف بزرگ و کوچک در ابعاد و زمان دسترسی و حجم منفعتی است که به طرف میرساند ، می باشد ولی نقطه مشترک آنها 1 چیز است و آن اینکه ؛
***برای بدست آوردن هر چیزی باید چیز یا چیزهایی را از دست بدهیم***
ادامه مطلب |
|
|
|
| |
|
از دل برود هرانکس که از دیده برود یا از دل نرود هر آنکس که از دیده برود؟
|
|
|
قصه دل و دیده رو همه مون شندیم ! از قدیم هم شاعران و نویسندگان زیادی از این دو واژه و رابطه آنها با هم مطالب زیادی نوشته اند! مثلا باباطاهر دوبیتی دارد که؛ از دست دیده و دل هر دو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد 0*
بسازم خنجری نیشش ز فولاد *زنم بر دیده تا دل گردد آزاد*
ویا خواجه حافظ شیراز گوید؛
ادامه مطلب |
|
|
|
| |